برابر كنت فلاندر به دريافت اضافه حقوق نايل شده است. ايپرمان دو كتاب پزشكي به زبان فلاندري (يعني هلندي، يا زبان فروبومان) نوشت، اولي در اعمال پزشكي و دومي در جراحي.
رسالهٴ اولي شامل فصولي در استسقا، روماتيسم، سكتهٴ مغزي، صرع، شيدايي حاد، سُبات (خوابآلودگي مرضي)، ذاتالريه و بيماريهاي ديگر و در معالجهٴ خونريزي با بستن و پيچاندن شريان است.
بسياري از توصيههاي درماني او براساس تجارب شخصي خودش است؛ بدين سان، مانند بسياري از معاصرانش تلاش ميكرد خود را از وابستگي شديد به مراجع استناد نجات دهد. بااين همه، بسياري نسخههاي پيچيده را از ديسقوريدس، جالينوس، ابن ماسويه، نيكولاي سالرنويي، پلاتياريوس وبسياري مآخذ ديگر نقل كرده است.
رسالهٴ جراحي را، كه اندكي بهتر از كتاب پزشكياش است، براي پسرش در ربع اول سدهٴ چهاردهم نوشته، ولي نه پيش از سال 1305، زيرا از كتاب
زنبق پزشكي نام ميبرد. اين گواهي است بر فعاليت فكري، استقلال رأي و تجربهٴ فراوان موٴلف.
جراحي ايپرمان خيلي كمتر از كتاب موندويل بلندپروازي دارد. اين كتاب به هفت مقاله تقسيم شده: 1) سر (30 فصل)؛ 2) چشم (25 فصل)؛ 3) بيني (7 فصل)؛ 4) دهان (20 فصل)؛ 5) گوش (9 فصل)؛ 6) گردن و گلو (12 فصل)؛ 7) بقيهٴ بدن به ترتيب از بالا به پايين (40 فصل).
در پي آنها 52 فصل بدون شماره وجود دارد كه تنها در يكي از چهار نسخه ديده ميشود.
در كتاب، شكل تعدادي وسايل جراحي و يك نقاشي از بخيه زدن سر ديده ميشود. ايپرمان گزارشهاي خوبي از روش سوراخ كردن بافتهاي سختي چون استخوان، زخم تير و معالجهٴ لبشكريها ميدهد. او در مورد لزوم بيهوشي تأكيد ميكند. پزشكاني را كه فكر ميكنند آبمرواريد را بهجاي عمل جراحي با مسهل ميتوان خوب كرد، مسخره ميكند. شيوهٴ مداواي او در مورد زخمها نشان ميدهد كه جريان بهبود آنها را دقيقاً مورد پژوهش قرار داده است.
ايپرمان بر اهميت بيحسي در تشخيص جذام واقف بود، ولي ساير پزشكان معاصر او هم در اين آگاهي، كه از مسلمانان گرفته شده بود، با او شريك بودند ــ از ابوالقاسم زهراوي (دهم ـ 2) و پيروانش. يادداشت مربوط به جذام درفصل اول، بخش يازدهم ببينيد.
ايپرمان هم مانند معاصرش موندويل و مستقل از وي، هوشمندانه پايين بودن شأن حرفهٴ جراحي را دريافت، كه بيشتر ناشي از جهل و حقهبازي بسياري از جراحان و پزشكان عامي بود.
او كوشيد بههمان شيوهٴ موندويل سطح جراحي را تعالي بخشد: جراح نهتنها بايد پزشكي بداند، بلكه بايد بهخوبي از دستور زبان، منطق، فن بيان و اخلاق هم آگاه باشد. خصوصيات جسماني و معنوي را كه جراح بايد دارا باشد توضيح داد و توصيههايي در مورد اخلاق پزشكي و رفتار باليني كرد.